کتاب چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟

کتاب چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ داستانی در مورد تغییر و تحول در کسب و کار و زندگی

تغییر و تحول موضوع اصلی کتاب چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ است و اینکه آدم ها چقدر در برابر تغییر از خود مقاومت نشان می دهند.

زمانی که کتاب را می خواندم یک سیستم و الگوی ذهنی از آدم ها در مسیر کار و زندگی شان به ذهنم رسید، سیستمی که اکثر انسان ها در زندگی و کار از آن استفاده می کنند و سخت حاضر و قادر به تغییر آن هستند، این سیستم دارای مراحل زیر است:

  1. انتخاب یک مسیر
  2. تلاش در طول مسیر
  3. دستیابی به موفقیت های کوچک و متوسط
  4. عادت به دست یافته ها
  5. غرور
  6. حس مالکیت به شرایط موجود
  7. تغییرات اتفاق می افتد
  8. عدم قبول تغییرات
  9. بی حرکتی
  10. بهانه گیری برای جستجوی جدید و ترس از روبرو شدن با موانع
  11. تلاش در همان مسیر
  12. عدم دستیابی به موفقیت جدید
  13. تلقین اینکه بالاخره همه چیز خودش درست می شود
  14. نابودی

حال اگر کسی قبل از آنکه به مرحله نابودی برسد (خیلی از افراد ممکن است بدون طی کردن بعضی از مراحل بعد از اتفاق افتادن تغییرات به نابودی برسند) تصمیم به ایجاد تغییر را بپذیرد با یک سیستم جدید روبرو می شود که دارای مراحل زیر است:

  1. تصمیم به تغییر
  2. شک و ترس از شکست
  3. شکست های ضعیف در مسیر جدید
  4. الهام گرفتن از افراد موفق در آن زمینه با وجود تغییرات
  5. شکست کمی بزرگ
  6. احساس دلتنگی برای بی حرکتی در مسیر قبلی
  7. ادامه حرکت و تصویرسازی ذهنی در مورد آینده موفق (ایجاد حس شادمانی و آزادی)
  8. دستیابی به موفقیت های کوچک
  9. پی بردن به اشتباهات قبل و اینکه تجزیه آنها دیگر کافیست و باید انرژی خود را بیشتر در پیشروی در مسیر جدید صرف کرد
  10. دستیابی به موفقیت
  11. بررسی اتفاقات پیرامون برای جلوگیری از وابستگی شدید به شرایط موجود
  12. آینده نگری

این داستان به نظرم می تواند این نکته را به ما یادآوری کند که یک تغییر بزرگ یک شبه بوجود نمی آید بلکه حاصل تغییرات بسیار کوچکی است که ما به آنها توجه نکرده ایم. یعنی سعی کنیم به روندها (تغییرات پیاپی و کوچک) توجه کنیم تا با ترکیب دو سیستم فوق به یک سیستم با هزینه و تلفات کمتر برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس