فقر آموختن – چقدر ما فقیریم (۱)

فقر جنبه های مختلفی دارد که به نظرم فقر آموختن یا یادگیری از مهمترین جنبه های آن است

فقر هر روز ریشه هایش را در جان و زندگی مردم بیشتر و بیشتر می کند. فقری که مرا دم به دم بیشتر به این موضوع مطمئن می کند که ۹۵ درصد ثروت جامعه در اختیار ۵ درصد یا حتی درصد کمتری از افراد جامعه است. ثروتی به نام قدرت صحیح یادگیری و یاد دادن (آموختن).

شاید بتوان مهمترین عامل در بروز مشکلات را در جامعه مان وجود همین فقر در یادگیری صحیح و آموزش دادن دانست.

کسی یادمان نداد که تک تک رفتارهایمان حتی کوچکترین شان نه تنها بر زندگی خودمان که بر زندگی دیگران هم تاثیرگذار است. هیچ کس یادمان نداد چون کسی به آنها نیاموخته بود و همینطور این زنجیره فقر از مدت ها قبل دامانمان را گرفته است. هیچ کس به ما آموزش درست نداد چون خودش آموزش ندیده بود و از همه مهمتر نخواسته بود که بیاموزد.

نیاموختیم که در وضعیت بی ثباتی اقتصادی رفتار پسندیده و منطقی، احتکار و اندوختن و سوء استفاده نیست. ضعف در یادگیری ما را به سمتی برده است که در کشتی اقتصادی کشورمان هرکس جایی که خودش نشسته است را سوراخ می کند به فرض اینکه اینجایی که هستم مال من است و کسی حق دخالت در آن را ندارد، غافل از آنکه ما هر چه از نظر زمان جلو می رویم حساسیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی جامعه مان به رفتار فرد فرد جامعه بیشتر و بیشتر می شود.

اینجاست که ما وارد شهر می شویم اما همچنان روستایی زندگی می کنیم و این از عبارت «چهار دیواری اختیاری» خوش نمایان است. مگر این مساله در چیزی غیر از آموختن ریشه می تواند داشته باشد، نیاموخته ایم که شهر یعنی چه، زندگی شهری چیست و چه تفاوتی با زندگی روستایی و یا غارنشینی دارد و مهمتر از همه نفهمیدیم و درک نکردیم که رفتارمان باید دچار تغییر شود چون در سبک زندگی مان تغییر ایجاد کرده ایم.

فقر آموزشی در استادیوم های ورزشی ما بیش از پیش خود را نمایش می دهد اما مگر چه می شود کرد؟ وقتی مدیر ورزشی یک باشگاه درک نکرده است (و این درک نکردن ریشه در آموزش ندیدن دارد) که رئیس کانون هواداران و یا لیدرهای باشگاه حتما نباید پیشکسوت یا مردی درمانده در گذران امور اقتصادی اش باشد که جز این کار، کاری از دستش بر نمی آید. مدیر یک باشگاه نیاموخته که جای یک فارغ التحصیل ادبیات، جامعه شناسی و علوم انسانی دیگر فقط دانشگاه و مدرسه نیست بلکه همین پست ها نیازمند حضور اینگونه افراد است. حتی فارغ التحصیلان این علوم هم خود نیاموخته اند که این مناصب شغلی باید در اختیار آنها باشد تا تولید محتوای فرهنگی داشته باشند. نتیجه این است که تماشاگران، بازی ها که شروع می شود چند دقیقه ابتدایی را تشویق می کنند با شعارهایی که از نیم قرن پیش وجود داشته و مخصوص فرهنگ آن زمان بوده است و بعد دیگر مشغول تخمه خوردن و … می شوند تا زمانی که فرصتی به دست آید و یا از دست برود تا آهی بکشند و سکوت را در هم بشکنند. نتیجه این می شود که هیچ تیمی در ایران سرود مخصوص به خود را ندارد، هیچ باشگاهی برنامه منظم برای لیدرهایش ندارد که با برنامه ریزی به تشویق و روحیه دادن تیمشان بپردازند. اینگونه است که شعارهایمان از آهنگ های صدمن یک غاز خوانندگان این طرف آب یا آن طرف آبی بر می خیزد. زمانی که ما یاد نگیریم که باید تولید محتوای فرهنگی کنیم چگونه انتظار داریم وضعیت استادیوم هایمان بهتر شود.

این فقر یادگیری و آموزش مناسب و صحیح در رفتارهای دو نفره (حتی چند نفره) عاطفی و غیر عاطفی مان هم نمود یافته است. به ندرت می دانیم که یک لبخند می تواند چه معانی مختلفی در خود پنهان داشته باشد، همین است که با لبخندی کسی را به عرش می بریم و دیگری را به فرش. یاد نگرفتیم و یادمان ندادند که یک لبخند می تواند زندگی کسی را نجات دهد و یا زندگی ای را ویران کند. ما حتی نمی دانیم اخم کردن در هر شرایطی چه معنایی می تواند داشته باشد. این است که شروع به آزمون و خطا می کنیم و سوء تفاهم ها را بوجود می آوریم که باید یک روز کامل را بنشینیم و معنای آن لبخند را تفسیر کنیم تا فضای ملتهبی را آرام کنیم و رفع کدورت نماییم. بعید می دانم نگاه عاشقانه پدر و مادرمان را به همدیگر دیده باشیم تا بدانیم و بفهمیم که نگاه عاشقانه چیست و چگونه می توان با یک نگاه هزاران دوستت دارم را بیان کنیم، ما درست دعوا کردن را هم نیاموختیم. هزاران عشق یک طرفه را در زندگی خودمان و دیگران می بینیم، چون رفتارهای بسیار خرد ما در برداشت های دیگران از ما تاثیر می گذارد و اگر نیاموزیم و آموزش ندهیم که هر رفتار چه معنایی می تواند داشته باشد، بر زندگی و برداشت دیگران از خودمان و خودشان تاثیر می گذاریم.

یادمان ندادند، یادمان ندادند و یادمان ندادند.

اما از همه اینها زجرآورتر این است که با درک این موضوع باز هم نخواهیم و تلاش نکنیم که هر چیزی را صحیح بیاموزیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس