فرزندان تکنولوژیک یا والدین تکنولوژی زده؟

///فرزندان تکنولوژیک یا والدین تکنولوژی زده؟

فرزندان تکنولوژیک یا والدین تکنولوژی زده؟

بچه های امروز یا بچگی های فراموش شده دیروز

امروزه واژه ها و جمله های زیادی در مورد بچه های امروز و تکنولوژی امروز جامعه می شنویم جملاتی مانند:

بچه های امروز:

  •  با بچه های زمان ما فرق می کنند!
  •  فقط سرشون توی گوشیه!
  •  یه گوشی دستشون باشه دیگه کاری به کسی ندارند!؟
  • دیگه سراغ بازی های زمان ما نمی رن!
  • ذهنشون خیلی خوب کار می کنه، می ره توی گوشی من یه کارایی میکنه که من خودم ازش چیزی نمی فهمم.

چند وقت پیش به یک مهمانی دعوت بودم. بچه های زیادی اونجا بودند. اتفاقاتی در مهمانی افتاد که من تصمیم به نوشتن این مطلب گرفتم. موضوعی که مدت مدیدی بود در ذهنم وجود داشت و به صورت جدی در موردش فکر می کردم اما دعوت شدن به مهمانی و اتفاقات آن شب دلیل نوشتن من شد.

بچه ها داخل اتاقی مشغول بازی بودند، یکی از دختر بچه ها به حالت قهر و گریه وارد اتاقی شد که بزرگترها داخلش حضور داشتند، وقتی موضوع گریه کردن دختربچه پرسیده شد گفت: « نمی ذارن من هم با گوشیشون بازی کنم ».

چند دقیقه بعد بقیه بچه ها اومدن داخل همون اتاق بزرگترها و یکی از اونها در حال بازی کردن با گوشی خودش بود  و بقیه اونو تماشا و تشویق می کردن. یکم بازیشون طول کشید و خسته شدند، در حینی که اونها مشغول بازی بودن یکی از بزرگترهای مجلس گفت: « بچه های امروز دیگه فقط سرشون توی گوشیه» .

بعد از صرف شام من جدای از بقیه جوان تر های جمع نشسته بودم که یکی از بچه ها اومد نزدیک من نشست و شروع کردم باهاش صحبت کردن و یکی دیگه از بچه ها هم بهش ملحق شد. یه گلوله دست یکی از بچه ها بود بهش گفتم با این گلوله چه بازی ای می کردین گفت باهاش گل یا پوچ بازی می کردن.

وقتی ازشون خواستم که گلوله رو به من بدهند و من باهاشون گل یا پوچ بازی کنم قبول کردند و ما شروع به بازی کردیم. کم کم برای اینکه بازی برای اونها آسون تر بشه و برای من چالشی تر ازشون خواستم سه نفری بازی کنند و اونها از یکی دیگه از بچه ها دعوت به همکاری کردند. این بازی یک ساعتی ادامه داشت و بعد از یک ساعت من در مقابل پنج نفر از بچه ها بازی می کردم و جالب اینجا بود که همون بچه ای که باهاشون قهر بود برای کمک به گروهشون اضافه شد.

وقتی بازی تموم شد یه نگاهی به جوون های مجلس انداختم و دیدم همشون سرشون توی گوشی هاشونه و در همین حین با همدیگه هم گاهی صحبت می کنند.

به نظرم بیش از آن که بچه های امروز، بچه هایی باشند که به عقیده بعضی ها وقتی به دنیا می آیند تکنولوژی در خونشان جریان دارد ، پدر و مادرهای آنها که بیشتر متولدان دهه 50 یا 60 باشند تکنولوژی زده هستند. بچه های امروز به دلیل آنکه پدر و مادرانشان با فرهنگ استفاده صحیح از تکنولوژی، فضای مجازی، شبکه های اجتماعی یا بازیهای ویدئویی و … آشنا نیستند، به شکلی که امروز در جامعه شاهد هستیم در آمده اند. پدر و مادری که هیچ قانون و زمانی برای استقاده از این تکنولوژی ها ندارند، فرزندانی بهتر از فرزندان امروز جامعه تحویل نخواهند داد. کسانی که هنوز نمی دانند در تربیت فرزند بیش از هر چیزی الگوبرداری فرزندان از والدین تاثیرگذار است، نمی توانند بهتر از این در تربیت فرزندانشان اثرگذار باشند. والدینی که هر لحظه با گوشی هوشمند خودشان در حال فعالیت هستند نمی توانند فرزندشان را از بازی طولانی مدت با گوشی های هوشمند منع کنند.

امروزه بیش از آنکه بچه ها از بازی های قدیمی خسته باشند یا بیش از آنکه بازی های گذشته دیگر از حوصله ایشان خارج شده باشد، والدین شان بی حوصله و تکنولوژی زده شده اند.

اگر ما یاد بگیریم که از گوشی هوشمندمان در ساعاتی خاص (و تاکیدا در زمانی که فرزند کوچکمان کنارمان نیست) و به میزان مشخصی از زمان استفاده کنیم، از تکنولوژی زدگی خودمان کم می کنیم و در نهایت از تربیت بچه های بیش از اندازه وابسته به تفریحات تکنولوژیک خواهیم کاست.

من به شخصه در این روزها کم دیده ام یا بهتر است بگویم به ندرت دیده ام که پدر و مادری برای آموزش بازی های تحرکی یا بازی های گروهی وقت بگذارد. انگار والدین بچه ها راحت طلب شده اند و این راحت طلبی را به بچه هایشان نیز سرایت داده اند. تربیت فرزند، امروز تنها با فراهم کردن امکانات زیاد و تلافی کمبودهای خودمان برای آنها، قابل انجام نیست.

پدران و مادران، اولین و شاید بزرگترین الگوهای فرزندان هستند؛ والدینی می توانند در تربیت فرزند خود موفق باشند که این موضوع را عمیقا فهمیده و در مدل ذهنی شان نهادینه کرده باشند.

۱۳۹۸-۷-۱۵ ۰۵:۰۸:۴۶ +۰۰:۰۰

Leave A Comment