اندوخته بحران

///اندوخته بحران

اندوخته بحران

اندوخته بحران راهکاری برای کنترل و مدیریت کسب و کارهای کوچک و متوسط در شرایط بحران اقتصادی

 

«شرایط اقتصادی به شکلی شده است که نمی دانیم انجام چه کاری صحیح است». این جمله ایست که این روزها وقتی پای درد دل صاحبان کسب و کار می نشینیم برایمان آشناست و زیاد تکرار می شود. چرایی بحران فعلی نقل محافل امروز است و آنقدر در موردش بحث شده است که نیازی به اشاره مختصر هم احساس نمی شود، هرچند دلایل وقوع و ریشه یابی را باید بعد از خروج از بحران و با دید بیطرفانه نگریست. در هر صورت در وضعیت کنونی صاحبان مشاغل کوچک و متوسط بیش از آنکه به ریشه یابی نیاز داشته باشند به راهکاری برای تسلط حداقلی بر شرایط فعلی شان دارند.

قبل از شرایط بحرانی در کشور شاهد رشد مشاوران کسب وکار و سمینارهای گوناگون در اینگونه حوزه ها  بودیم که اقدام به صدور نسخه های متفاوت برای کارفرمایان می کردند اما در وضعیت کنونی انگار اکثر مشاوران در تعطیلات تابستانی به سر می برند آن هم با ارز مسافرتی دولتی.

راهکاری که برای مدیریت شرایط فعلی مشاغل کوچک و متوسط می توان پیشنهاد کرد اندوخته بحران است:

هر کسب و کاری باید از ابتدای تاسیس اقدام به ذخیره 1 تا 5 درصد از سود خالص سالیانه خود تحت عنوان اندوخته بحران کند، این اندوخته باید به صورت سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت (مانند سپرده های روز شمار یا یکساله در بانک ها و یا صندوق های سرمایه گذاری)  نگهداری شود، اینکه چرا به این صورت ذخیره شود را می توان با دلایل زیر بیان کرد:

در این نوع سرمایه گذاری شما در هر زمان امکان دسترسی به اندوخته را با کمترین خسارت خواهید داشت؛ این شیوه سرمایه گذاری امکان ایجاد معدل حساب و استفاده از تسهیلات را فراهم می کند که برای کسب و کار های کوچک و متوسط در زمان های متفاوت بسیار راهگشا است؛ کمترین ریسک را به همراه دارد و اندوخته شما مشمول سود هم خواهد شد.

در شرایط بحران این اندوخته باید به عنوان نقدینگی به سیستم مالی اضافه شود زیرا تحت اینگونه فشارهای اقتصادی، کسب و کارها با افزایش قیمت ناگهانی اجناس مواجه می شوند و این موضوع برای آنها کاهش ارزش سرمایه را به همراه دارد. در این مواقع تامین کنندگان و فروشندگان بالادستی بر اساس وضعیت بازار شرایط خرید را برای پایین دستی ها سخت تر می کنند یعنی فروش مدت دار را حذف می کنند و یا زمان های پرداخت را کوتاه تر می کنند که در این صورت بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط اعم از مغازه ها، کارگاه های تولیدی، شرکت های خدماتی و …  دچار ناتوانی در تهیه اجناس و مواد اولیه خواهند شد و این به معنی فروش کمتر خواهد بود و درنتیجه عدم پرداخت بدهی های تامین کنندگان در سررسید مقرر را به همراه خواهد داشت؛ البته باید این مشکل را هم اضافه کرد که هر خرید جدیدی از سوی این بنگاه ها افزایش بدهی در سررسید های نزدیک به تسویه حساب های قبلی شان را منجر خواهد شد زیرا زمان پرداخت برای خریدهای جدید با زمان پرداخت برای خریدهای قبلی بسیار نزدیک می شود.

اندوخته بحران، جریان تازه ای از نقدینگی را به سیستم مدیریت کسب و کار اضافه می کند و این تزریق نقدینگی می تواند جان تازه ای در سیستم بدمد اما به شرطی که تحت قوانین و ضوابط مشخصی وارد سیستم مالی شود. از جمله:

  • هر مغازه، شرکت تولیدی و یا هر کسب و کاری باید سطح موجودی فعلی خود اعم از اجناس و مواد اولیه را حفظ کند. به این صورت که هر تعداد از اجناس که در روز فروخته و یا هر میزان مواد اولیه ای که در روز استفاده می شود باید در همان روز جایگزین شود و این کار با نقدینگی وارد شده از طریق اندوخته بحران صورت می پذیرد.( برای اجتناب از هزینه های بالای حمل و نقل آن هم به صورت روزانه، این جایگزینی می تواند روزانه خریداری شده و نزد تامین کننده به امانت بماند و انتهای هفته یا ماه حمل شود و به دست خریدار برسد.)
  • همانقدر که مهم است ظرفیت و موجودی اجناس و مواد اولیه کم نشود، به همان میزان مهم است که موجودی زیاد هم نشود. یعنی نباید نقدینگی را صرف خرید اجناس و مواد اولیه بیش از مصرف روزانه کرد، هر چند که سودآوری را به همراه داشته باشد باید از آن اجتناب کرد.
  • تحت این شرایط بدهی ای به دیون قبلی اضافه نخواهد شد و می توان از محل فروش، مطالبات تامین کنندگان را پرداخت کرد. اما باید به خاطر داشت قرار نیست که این دیون قبلی را با اندوخته بحران پرداخت کرد بلکه این ذخیره مالی قرار است به شما کمک کند که کمبودهای خود را برای فروش در زمان فعلی تامین کنید و فروش خود را نسبت به دیگران در شرایط مشابه در سطح معقولی نگه دارید که بتوانید پرداختی به تامین کنندگان را در سررسید مقرر انجام دهید و همچنین ثبات را تا حدودی به وضعیت فروشتان باز گردانید.

 

اگر کسب و کاری بتواند از اندوخته بحران به درستی استفاده کند می تواند کنترل صحیحی بر بازار تحت اختیار خود داشته و بهتر و روان تر از رقبا رفتار کند. این کار می تواند تبلیغ بسیار موثری باشد زیرا در شرایط نا به سامان اقتصادی، آن بنگاه توانسته به تعهدات خود به مشتریان و همچنین تامین کنندگان عمل نماید، در صورتی که در شرایط عادی به ثمر رساندن چنین تبلیغی مستلزم هزینه های گزاف است. باید به خاطر داشت مشتریان جدیدی هم به شما درخواست خواهند داد زیرا دیگر رقبا از پس تامین خواسته های آنها به دلیل ضعف در مدیریت بر نخواهند آمد.

سوال اساسی در اینجا این است که اکنون که می توان گفت هیچ کسب و کاری این اندوخته را در اختیار ندارد چه باید کرد؟

در این حالت مشاغل کوچک و متوسط باید به میزان 10 درصد از سرمایه در گردش سالیانه خود را وام بگیرند و از آن به عنوان اندوخته بحران استفاده کنند.

از زمان اخذ وام باید برای باز پرداخت آن صندوق اندوخته بحران را راه اندازی کرد و به میزان حداقل 5 درصد سود خالص سالیانه را در آن ذخیره و از این ذخیره در بازپرداخت وام استفاده نمود. باید توجه نمود در شرایط عادی اگر کسب و کاری اقدام به ایجاد اندوخته کند می تواند بین 1 تا 5 درصد از سود خالص سالیانه را ذخیره کند اما اگر این کار را از قبل انجام نداده و از وام به عنوان اندوخته بحران استفاده کند باید حداقل 5 درصد از سود خالص سالیانه خود را پس انداز و ذخیره نماید.

پس از آنکه بازپرداخت وام به اتمام رسید مبالغ همچنان در صندوق اندوخته بحران به همان صورت سپرده کوتاه مدت نگهداری خواهد شد.

نکات مهم در این باب الزام بر پایبندی به شیوه استفاده از اندوخته بحران و همچنین استمرار ذخیره سازی اندوخته بحران پس از خروج از شرایط بحرانی است. به خاطر داشته باشیم آنجایی لزوم اجرای مستمر این کار اهمیت پیدا می کند که بدانیم تاریخ در مورد اینگونه بحران ها در کشور ما، آن هم در بازه های زمانی 6 تا 8 ساله و یا نهایتا 10 ساله بسیار تکرار شده است.

بهتر است قبل از وقوع طوفان، ستون های پناهگاهمان را مستحکم کنیم.

۱۳۹۸-۷-۱۴ ۰۷:۳۵:۰۹ +۰۰:۰۰

Leave A Comment